نفت و سوابق دیجیتال ، تکرار تاریخ درقالب سوخت برای هوش مصنوعی



۱۹ آذرماه ۱۳۹۷



درسالهای اخیر شرکت هایی مانند فیسبوک و گوگل ، از تبلیغات آنلاین توانستند درآمدهای میلیارد دلاری داشته باشند . ابتکار ، خلاقیت و نوآوری مدیران و کارکنان این شرکت ها مهمترین عامل این موفقیت ها بود . ولی قطعا خوراک و سوخت اصلی این فرآیند ، سوابق دیجیتال کاربران می باشد که مستمرا توسط این شرکت ها جمع آوری و ذخیره می شود . به عبارت دیگر در بسیاری از موارد ، بدون دسترسی و استفاده از سوابق دیجیتال افراد ، موفقیت های امروزی وجود نداشت . به یاد داشته باشیم استفاده ازهوش مصنوعی فقط بر مبنای اطلاعات و جزئیات شکل می گیرد .


درهمین ارتباط ، تلاش های زیادی برای پیش بینی صفات و ویژگی های خصوصی افراد از طریق دسترسی به سوابق دیجیتالی آنها ، انجام شده است . همچنین تحقیقات و مقاله های متعددی برای این موضوع وجود دارد. مثلا درسال ۲۰۱۲ مقاله PNAS با استفاده ازیک نمونه آماری پنجاه و هشت هزار نفری ، نشان داد که سوابق دیجیتالی قابل دسترس ازفیس بوک افراد می تواند به طور خودکار و دقیق ، طیف وسیعی از ویژگی های شخصی مانند : گرایش جنسی، قومیت، دیدگاه های مذهبی و سیاسی، صفات شخصیتی، هوش، شادی، استفاده ازمواد اعتیاد آور، جدایی والدین، سن و جنس را با دقت بسیار بالا پیش بینی نماید . ضمنا جنجال «کمبریج آنالیتیکا» در سال ۲۰۱۸ درهمین ارتباط بود و شما احتمالا حضورمارک زاکربرگ ، مدیرعامل فیسبوک درنشست یکی ازکمیته‌های کنگره آمریکا را برای شهادت درباره افشای اطلاعات خصوصی کاربران فیس بوک ، به یاد دارید.







کارهای دیگری نیز برای شفافیت موضوع انجام شد، مثلا Data Selfie که یک افزونه برای مرورگر Chrome است، به افراد کمک می کند تا بفهمند که فیسبوک تا چه میزان ازآنها خبر دارد. با دانلود Data Selfie این نرم افزار، دقیقا مانند فیسبوک ، فعالیت افراد را ردیابی می کند وهدف نهایی Data Selfie این است که نشان دهد که چه میزان اطلاعات ، بی آنکه مطلع باشیم ، همیشه از ما برجای می ماند.







البته این موضوع از جنبه های مختلف حائزاهمیت است ، مثلا کاملا مشخص است که شرکت هایی مثل فیسبوک ، گوگل و ... هرچقدراطلاعات بیشتری راجع به کاربران خود داشته باشند ، پول بیشتری درمی آورند. درطرف مقابل ، اگر خوشبین باشیم وهیچ سوء استفاده دیگری را در آینده تصورنکنیم ! شاید این موضوعات برای کاربران هم بد نباشد . مثلا کاربران می توانند راحت تر کتاب های مورد علاقه خود را بیابند و یا موارد مشابه دیگر.


ولی حقیقت این است که معمولا افراد حتی امکان دسترسی و مدیریت اطلاعات خودشان را نیز ندارند وعملا هیچ ابزاری برای استفاده شخصی از این اطلاعات موجود نیست . مثلا افراد هیچوقت نمی توانند اطلاعات خود را اصلاح کنند و یا آن را توسعه دهند و یکپارچه نمایند ، یا نمی توانند این اطلاعات را دراختیار شرکت های تبلیغی دیگر و یا روانپزشک خود قراردهند . البته ذخیره و پردازش این اطلاعات با کمک هوش مصنوعی ، می تواند دستاوردهای دیگری هم بصورت شخصی داشته باشد، ولی فعلا همه چیز درمالکیت و انحصار شرکت هایی است که این اطلاعات را جمع آوری و پردازش می کنند . سوال اصلی مقاله نیزهمین است که آیا منصفانه وعاقلانه است که خود افراد جامعه ، بدون امکان دسترسی به اطلاعات خودشان ، فقط سهم بسیار محدودی ازاین دستاوردها داشته باشند؟


اگریک مکانیسم مشخص ، به همه افراد این امکان را بدهد که درطول عمرخود بتوانند سوابق دیجیتالی خود را جمع آوری کنند و مدیریت این اطلاعات را فقط خودشان داشته باشند ، این گنجینه بزرگی برای هرکس محسوب می شود. ضمنا با استفاده ازهوش مصنوعی و ربات های شخصی ، می توان دستاوردهای بیشتری را برای جامعه متصورشد . دراین حالت ربات ها و خزنده های فیس بوک ، گوگل و ........ جای خود را به ربات های شخصی خواهند داد و یا مجبورمی شوند با ربات های شخصی همکاری کنند . زیرا به هرحال اطلاعات شخصی افراد ، بطور کامل دراختیار ربات های شخصی خودشان می باشد .



تکرار تاریخ نفت ، این بار برای سوابق دیجیتال افراد



نفت بعد از جنگ جهانی دوم ، نقش مهمی برای پیشرفت های دنیای صنعتی داشت . هر روز نیاز صنایع مختلف و وسایل نقلیه ، بصورت مستقیم وغیرمستقیم به نفت بیشتر می شد و نفت لقب طلای سیاه را بدست آورد . بسیاری از کشورهایی که صاحب ذخایر و چاههای نفت بودند تا مدتها از اهمیت و ارزش نفت بی اطلاع بودند و حق اکتشاف و بهره برداری منابع خود را با نازلترین قیمت ها واگذارکرده بودند . مردم و حاکمان این کشورها ، معمولا از نفت بعنوان ماده سیاه و بد بو و بی ارزشی یاد می کردند که به راحتی آتش می گیرد . ولی وقتی به تدریج به اهمیت و ارزش واقعی نفت پی بردند ، قیمت فروش نفت را افزایش دادند و حتی در بسیاری موارد ، قراردادهای قبلی را نیز لغو کردند و آنها را ظالمانه دانستند .


سوابق دیجیتال افراد ، در بسیاری موارد شبیه نفت است ، حتی شاید لقب طلای دیجیتال را بتوان به آن اطلاق کرد . تا بیست سال پیش ، کمتر کسی کسب درآمد میلیارد دلاری از طریق ذخیره اطلاعات بی اهمیت افراد ( در قالب سوابق دیجیتال آنها ) را متصور بود . عده ای گام به گام در این راه پیش رفتند و دستاورد آنها شرکت های میلیارد دلاری برای خودشان است که باعث رفاه بیشتر در زندگی مردم جهان نیز شده اند .


در نگاه اول شاید همه چیزخوب و مرتب به نظر برسد . ولی سوخت و خوراک برای کسب این درآمد نجومی ، سوابق دیجیتال افراد است که فعلا مالکیت و مدیریت این اطلاعات ، عملا و بصورت انحصاری در اختیار همین شرکت ها می باشد . همانطور که قبلا ذکرشد ، به نظر نمی رسد ادامه این رویه منطقی و عادلانه باشد . افراد باید درمالکیت ، مدیریت وبهره وری ازاطلاعات خودشان ، نقش اصلی را داشته باشند .



Digital Records & Oil





دلایل افزایش ارزش سوابق دیجیتال مانند نفت است ، هر دو افزایش ارزش خود را مدیون کسب درآمدهای هنگفتی هستند که شرکت های صنعتی یا تکنولوژی با تلاش خود ولی با استفاده از نفت و یا سوابق دیجیتال افراد ، کسب کردند . مسلما درابتدای کار، مالکین اولیه نقشی در کسب درآمد نداشتند ، ولی به هرحال بعد از درک موضوع ، سهم خواهی مالکین اولیه کاملا منطقی وعادلانه است . به همین دلیل شاید تاریخ نفت تکرار شود و بحث های حقوقی زیادی را برای مالکیت سوابق دیجیتال ، شاهد باشیم .



چرا افراد احتیاج به ذخیره سوابق دیجیتال خودشان دارند ؟



شاید ابهام این باشد که : می دانیم فیس بوک ، گوگل و ...... کاربران خود را نمی شناسند و برای شناخت بیشتر از کاربران خود ، سوابق دیجیتال آنها را ذخیره می کنند . ولی وقتی افراد می توانند خودشان نظرات و سلیقه اشان را در ارتباط با هر موضوعی بیان کنند ، چرا باید سوابق دیجیتال خود را حفظ کنند ؟


درجواب باید گفت اولا افراد در توصیف خودشان و سلیقه اشان ، دقیق نیستند . ثانیا حافظه انسان بسیارمحدود است . مثلا سوابق دیجیتال می تواند تمام آدرس های اینترنتی که شخص درطول عمربه آنها رجوع کرده و حتی آدرس های واقعی ( با استفاده از جی پی اس و ... ) را همراه با جزئیاتی مثل مدت حضور و ... همیشه ذخیره کند ، ولی حافظه افراد قدرت این کار را ندارد . ثالثا هوش مصنوعی برای تصمیم سازی صحیح ، به اطلاعات و جزئیات بسیار بسیار زیادی احتیاج دارد . هرچقدراین اطلاعات و جزئیات بیشترباشد ، کارائی هوش مصنوعی بیشتر می شود . به همین دلیل فیس بوک برای هرموضوع و تبلیغی ، پرسشنامه مخصوص ندارد . بلکه سوابق دیجیتال افراد را مبنای شناخت از افراد قرار می دهد . پرسشنامه لازم برای هرموضوع بسیار حجیم خواهد بود و مسلما عملی نیست . مثلا فرض کنید نرم افزار Pinterest بخواهد با اطلاعات یک پرسشنامه ، عکس مورد نظر شما را بیابد و دراختیار شما قرار دهد ! همه می دانیم این کار شدنی نیست .







پیشرفت و رشد بسیار زیاد هوش مصنوعی درسال های اخیر، مستقیما تحت تاثیر افزایش اطلاعات و جزئیات بوده است . این اطلاعات معمولا روی اینترنت و یا ...... ذخیره می شوند و به همین دلیل سوابق دیجیتال افراد نیز می تواند سرمایه بزرگی برای خود افراد باشد ‌، زیرا از نظرتنوع ، جزئیات ، یکپارچگی و صحت مطالب ، بهترین خوراک برای هوش مصنوعی می باشند . مسلما ذخیره این اطلاعات در طول عمرافراد می تواند ، بالا ترین دقت را برای ربات های شخصی فراهم کند . حجم اطلاعات شرکت هایی مثل فیس بوک و گوگل از کاربران ، کم نیست ولی قابل مقایسه با ذخیره سوابق دیجیتال افراد ، بصورت شخصی نمی باشد . گفته می شود فیس بوک تنها با مشاهده ی 10 لایک در فیس بوک می تواند شخصیت و رفتار افراد را بهتر ازهمکاران ، با دیدن 70 لایک بهتر ازهمسایه ها ، با دیدن 150 لایک بهتر از والدین و با دیدن 300 لایک ، حتی بهتر ازهمسر مشخص کند !


حالا فرض کنید ربات های شخصی با دسترسی به تمام سوابق دیجیتال درطول عمر افراد و همچنین با بهره گیری از بالاترین دستاوردهای هوش مصنوعی ، چقدر می توانند در جنبه های مختلف به انسان ها نزدیک شوند و برای آنها مفید باشند . این ربات ها ویژگی های شخصیتی افراد را بصورت عمیق شناسایی می کنند و با انبوهی از اطلاعات دقیق ، می توانند در خدمت افراد قرار بگیرند .



ربات های شخصی چگونه کار می کنند ؟
مکانیسم مورد نظر برای ذخیره سوابق دیجیتال چگونه است ؟



برای طراحی ربات های شخصی ، تجربیات و دستاوردهای بسیار زیادی در یادگیری ماشین و هوش مصنوعی را شاهد هستیم . تجربیات شرکت های گوگل و فیس بوک برای برنامه ریزی تبلیغات هوشمند ، ربات های شرکت تلگرام ، دستیارهای مجازی شرکت های مایکروسافت و آمازون و همچنین دهها نرم افزار مرتبط ، تجربیات عملی در این زمینه محسوب می شوند .


ضمنا کارکردهای متنوع و متفاوت ربات های شخصی برای همه ما آشنا خواهد بود . فرض کنید قصد مطالعه اخبار را دارید ، دقیقا شبیه کاری که Pinterest برای عکس می کند ، ربات شخصی شما برای تیتر اخبارمی کند . یعنی با توجه به سلیقه شما ، تیتر اخبار را دراختیار شما می گذارد . حالا فرض کنید قصد سفر دارید ، تمام انتخاب های مناسب را مثلا برای بلیط و هتل ، براساس سلیقه همیشگی شما و دستورات جدید ، بصورت مرتب شده در اختیارتان می گذارد . و ...... و ....... و .........


ربات شخصی احتمالا وقت کمی از شما می گیرد ولی با توجه به اطلاعات جدیدی که بصورت غیرمستقیم از سوابق دیجیتال شما کسب می کند ، همیشه خود را آپدیت می نماید . برای ذخیره اطلاعات و سوابق دیجیتال افراد ، ربات های شخصی متکی به حافظه ای هستند که در اختیارشان قرار می گیرد ولی حتما این اطلاعات رمز گذاری می شوند تا فقط خود اشخاص از طریق ربات شخصی ، بتوانند برای استفاده از آنها تصمیم گیری کنند . شاید افراد بخواهند برای ذخیره سوابق دیجیتال ، از حافظه لب تاپ خود استفاده کنند یا از کلادها و سرورهای شرکت های بزرگ کمک بگیرند و همچنین شاید شبکه های غیرمتمرکز و تکنولوژی بلاکچین بتوانند حفاظت و استفاده انحصاری از اطلاعات را تامین کنند .



Digital Records >> Selfie





مهمترین قسمت موضوع وتفاوت با وضعیت امروز، دراین است که مردم باید بتوانند برای سوابق دیجیتال خودشان ، تصمیم بگیرند و مالکیت و مدیریت این اطلاعات فقط باید در اختیار خودشان باشد . متاسفانه درحال حاضر چنین نیست و حتی مکانیسمی وجود ندارد که افراد بتوانند برای کارهای شخصی خودشان ، از سوابق دیجیتال خود استفاده کنند و در زمان دلخواه و یا ضروری ، این اطلاعات را به شرکت تبلیغاتی و یا روانشناس و یا .... مورد نظرخودشان ارسال کنند .


با امید به آینده بهتر، همین جا مطلب را پایان می دهیم و منتظر نظرات شما هستیم .



۱۹ آذرماه ۱۳۹۷